X
تبلیغات
من بی تو تنها ... - بهرنگ قاسمی


"تنها" با یاد خاطرات عشقی اینجا مینویسم که ...

زور دارد به خدا


در نبودت


با یک مشت خاطره دمخور شوی که


برای از توننوشتن


حق ِ سکوت گرفته باشند!



†ɢα'§ : عاشقانه, بهرنگ قاسمی
دوشنبه بیست و پنجم آذر 1392 15:13 |- هیچ -|

به خانه ات دعوتم کرده ای که چی؟


حالا که دلتنگی ام آنقدر بزرگ شده است


که از در تو نمی رود؟!


نه عشق من این رسمش نبود

پنجره خانه ات را


روی ترانه های ماه و من کوک کنی

و سفره بوسه هایت را


بر لبان کس دیگری پهن!


ببخش که نان و نمکم را نچشیده


عاشقانه هایم را از این گوش گرفتی

و به آن گوش ندادی...!!


†ɢα'§ : شعر عاشقانه, بهرنگ قاسمی
سه شنبه دهم بهمن 1391 23:56 |- هیچ -|


رفتن بد هم نیست

وقتی نه بهانه ای برای ماندنت

و نه خاطره ای برای مرور داری

رفتن جرئت می خواهد

از میان ستارگانی که جوری وارونه به درخت ها نگاه می کنند

که دود از مخ کنده ها بلند می شود

یک روز شبیه شهابی پیر

نعره کشان از آسمان دل خواهم کند



†ɢα'§ : شعر عاشقانه, بهرنگ قاسمی
جمعه ششم بهمن 1391 1:31 |- هیچ -|

لازم نیست برای اثبات مرده بودنم

از دیوار عبور کنم

و یا خبر فرسودگی استخوان هایم را

از کرم های خاکی برایتان بگیرم

من مرده ی مدرنیزه ای هستم

که در فصل انجماد شاعر از درد

قید حیات را زده ام

اکنون در خسته ترین ساعت سر بودن روحم

زمان با تمام یال و کوپالش

از نعشم عبور میکند!


†ɢα'§ : شعر عاشقانه, بهرنگ قاسمی
چهارشنبه چهارم بهمن 1391 0:6 |- هیچ -|

ϰ-†нêmê§